رهبرى کردن تصویر دختران دستگیری پروفایل

رهبرى کردن: تصویر دختران دستگیری پروفایل استفاده اطلاعات انتشار تصویر شبکه های اجتماعی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی ۷۰ ساله‌ها بروند كنار / مصطفی هاشمی‌طبا

امسال جهت بار دوم بعد از سال ۸۰، شاهد حضور مصطفی هاشمی طبا در مسابقه های انتخاباتی دور دوازدهم ریاست جمهوری بودیم. وی هم در این دوره و هم در سال ۸۰، تقریبا هم

۷۰ ساله‌ها بروند كنار / مصطفی هاشمی‌طبا

مصطفی هاشمی طبا : ۷۰ ساله ها بروند كنار

عبارات مهم : انتخابات

امسال جهت بار دوم بعد از سال ۸۰، شاهد حضور مصطفی هاشمی طبا در مسابقه های انتخاباتی دور دوازدهم ریاست جمهوری بودیم. وی هم در این دوره و هم در سال ۸۰، تقریبا همسو با مدیر جمهوری عمل کرد که آن فرد هم نامزد انتخابات بود.

۷۰ ساله‌ها بروند كنار / مصطفی هاشمی‌طبا

این سیاستمدار کهنه کار که زندگی پر فراز و نشیبی را طی کرده و در پست های مختلفی چون مدیریت تولید صدا و سیما، وزیر صنایع و معادن، مدیر شرکت گسترش و نوسازی صنایع، ریاست ستاد طرح های مهم انقلاب، ریاست شرکت تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک و… حضور داشته، در گفت وگو با «آرمان» علت حضور مجدد در کارزار انتخاباتی دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را تفکر و دغدغه معطوف به زمین ها، جنگل ها، دِه ها و مهاجرت روستاییان به شهر ها می داند و در این باره می گوید: «تفکر راجع به این موضوعات، من را به این نتیجه رساند که توجه کافی و مورد نیاز چه در بحث قانونگذاری و چه در بحث اجرا به این گونه پرسشها نمی شود و همین مساله باعث عضویت مجدد من شد.»

آقای هاشمی طبا، شما امسال جهت دومین بار کاندیدای ریاست جمهوری شدید، علت این مساله چیست؟ یعنی شما چه شاخصه هایی در خود سراغ دارید و چه برنامه ای جهت تحول گزینش کرده اید که فکر می کنید اگر مدیر جمهور شوید می توانید تحولی در کشور ایجاد کنید؟

امسال جهت بار دوم بعد از سال ۸۰، شاهد حضور مصطفی هاشمی طبا در مسابقه های انتخاباتی دور دوازدهم ریاست جمهوری بودیم. وی هم در این دوره و هم در سال ۸۰، تقریبا هم

این فکر از آخرهای سال 94 در ذهن من شکل گرفت. هنگامی که که به پرسشها و مباحث زیست محطیی و آینده داخلی کشور زیاد فکر کردم، احساس کردم که شرایط داخلی زیستگاه ما به شدت آینده اجتماعی مسئله داری خواهد داشت. تفکر در مورد مسائلی چون زمین ها، جنگل ها، دِه ها و مهاجرت روستاییان به شهر ها، من را به این نتیجه رساند که توجه کافی و مورد نیاز به این گونه پرسشها چه در بحث قانونگذاری و چه در بحث اجرا کمتر صورت می گیرد و این عنوان ادامه پیدا کرد تا اینکه من در اسفند 95 در این مورد تصمیم جدی اتخاذ کردم. اتفاقا در تقویم هایی که در سال 95 به مناسبت عید نوروز چاپ کردم، این نگرانی ها و پرسشها را در صفحات مشخصی ذکر می کردم.

علاوه بر این، نباید از این عنوان غافل شد که پرداختن به این پرسشها کار بسیار سخت و دشواری است و تنها با شعار دادن انجام نمی شود و نیازمند فراهم کردن پیش نیاز هایی است که از طریق آنها بتوانیم به اهداف مورد نظر برسیم. خوشبختانه با توافقنامه امضا شده است برجام، تا حدودی گشایش در بعضی از این پرسشها اتفاق افتاد، ولی علی الاصول در پرسشها اجرایی کشور، احساس من این بود که کار آن طور که باید انجام شود، نمی شود و شاید بتوان در این مورد، تاثیری به جا گذاشت و به همین علت در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری عضویت کردم.

هم در این دوره و هم در سال 80 که شما نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدید، تقریبا همسو با مدیر جمهوری بودید که او هم نامزد انتخابات بود، علت این مساله چیست؟

همیشه که نباید تضاد ایجاد کرد. ایجاد تضاد منطقی نیست، بلکه نقل است که اگر عیبی را می بینی حسن آن را هم بگو. انسان باید در همه پرسشها با انصاف برخورد کند. در سال 80 من احترام بسیاری جهت مدیر جمهور وقت قائل بودم. در آن مقطع زمانی هم، ایراد من متوجه به پرسشها اجرایی کشور بود. احساس می کنم می توان در پرسشها اجرایی کشور توانمندتر و نیرومند تر عمل کرد. در این دوره هم، من هیچ تماسی با مقامات نداشتم و یک تصمیم شخصی بود که خودم گرفتم.

۷۰ ساله‌ها بروند كنار / مصطفی هاشمی‌طبا

طبیعی است که انتقاداتی از سوی من به برنامه های اجرایی وجود داشت، کما اینکه راجع به مساله حفظ کشور عزیزمان ایران و سیاست هایی که باید جهت مردم تشریح شود، هم بیان کردم و نوشتم و هم بیلبورد هایی در این زمینه تهیه کردم تا مشخص شود که ما چه سیاست هایی در این زمینه در پیش می گیریم، موارد زیادی از آنها متفاوت از آنچه امروز به وسیله دولت یا به وسیله مجلس در جامعه اتخاذ می شود، بود و بنابراین اگر همسویی دیده شده، مثبت بوده و در جهت هم افزایی جهت مردم بوده است و ما فقط نباید نیمه خالی لیوان را ببینیم. متاسفانه کاندیدا ها جامعه را بسیار سیاه، تاریک و بدون آینده ترسیم کردند. درحقیقت سیاه نمایی کردند، در صورتی که لزومی به این کار ها نیست. ما باید آنچه را مورد نیاز است انجام شود بیان کنیم و آنچه انجام شده است و خدماتی که صورت گرفته باید مطرح و بازگو شود تا همه چیز جهت مردم به درستی تشریح شود.

در هر دو دوره کمتر مورد توجه قرار گرفتید. به بیان دیگر بین رقبای مهم قرار نگرفتید و برنامه ها و طرح های شما کمتر مورد بحث قرار گرفت. آیا خود شما چنین برنامه ای در نظر داشتید؟

امسال جهت بار دوم بعد از سال ۸۰، شاهد حضور مصطفی هاشمی طبا در مسابقه های انتخاباتی دور دوازدهم ریاست جمهوری بودیم. وی هم در این دوره و هم در سال ۸۰، تقریبا هم

من یک برنامه، خط مشی و روش را در گفته ها و نوشته های خودم ارائه کردم و مخاطب این نوشته ها مردم بودند. حال اینکه مردم چه چیزی را می پسندند و گرایش به چه مسائلی دارند، باید بگویم هر شخصی جهت خود یک مشی فکری دارد و من نمی توانم مشی دیگران را گزینش کنم که در انتخابات جهت اخذ رأی یا جهت اینکه خود را توجیه کنند، پیش می گیرند.

سلیقه من این است که آنچه را که جهت آینده کشور و میراث گذاشتن یک ارثیه خوب جهت آیندگان مد نظر است بیان کنم و علاقه ای ندارم که جنبه های تبلیغاتی، پروپاگاندایی یا فضا های کاذبی ایجاد شود که تنها جهت رأی آوردن هست. من بر این باورم که آنچه را که گفتنی است باید گفت و سپس مردم مطابق با فرهنگ، سلیقه یا خواست شخصی خود دست به گزینش بزنند.

۷۰ ساله‌ها بروند كنار / مصطفی هاشمی‌طبا

طبیعی است که افرادی که تبلیغات بیشتری انجام می دهند و افرادی که مراکز متعددی جهت تبلیغات در شهرستان ها یا جا های متفاوت برپا می کنند و عواملی را به این منظور به کار می گیرند، جذابیت بیشتری دارند. ولی من تلاش کردم آنچه را که مردم به حقیقت با آن رو به رو هستند بیان کنم و به نظر من، صدا و سیما هم برد مناسبی دارد. بنابراین ممکن است چنین تفاوتی بین من و سایرین دیده شود.

بیاییم یک گریزی بزنیم به آن شعری که شما در مناظرات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری خواندید؛ ما گل های خندانیم. گفتید این شعر را به یاد نوه خود می خوانید و ما باید جهت اینها کار کنیم. اهمیت این عنوان تا چه اندازه است؟

از گذشته این نقل قول بسیار رواج داشته که دیگران کاشتند ما خوردیم، ما بکاریم دیگران بخورند. نسل های متعدد انسان در یک کشور پشت سر هم می آیند. همان طور که یک انسان می تواند ارثیه خوبی از خود به جای بگذارد؛ حال ممکن است این ارثیه باقی گذاشتن فرزندان خوب باشد یا ارثیه ای از جنبه مالی. به هر حال آنچه از خود جهت خانواده خودش به ارث می گذارد باید یک امر خوب، تمیز و پاکیزه ای باشد. یک حکومت، یک نظام یا یک جامعه نیز باید جهت آیندگان خود میراثی به جا بگذارد.

امروز اگر ما جهت مثال در سن 50 یا 60 سالگی خود هستیم دو نسل پشت سر ما می آیند که مورد نیاز است ما طوری واکنش‌ها کنیم که آنها از جامعه و کشور خود متنفر نشوند. ما نمی توانیم جامعه خرابی از خودمان باقی بگذاریم. من کل مملکت را عرض می کنم. بحث رانت ذلت یک بحث دیگر هست. همه ما از نفت، آب، گاز و جنگل به نحو نامطلوبی بهره برداری می کنیم و میراث جهت آیندگان این مملکت باقی نمی گذاریم.

من آن شعر را از زبان یک کودک خواندم، در واقع با یک شعر کودکانه که در کتاب های درسی نسل ما آمده بود، این را می خواستم بگویم که گل های خندان نیاز دارند به اینکه جامعه ای سالم، شاداب و خوب را از ما به ارث ببرند و اگر این کار را انجام ندهیم، آیندگان ما را نفرین خواهند کرد که ما نتوانستیم این کشور خوب را به درستی مدیریت کنیم.

شما در دوران زندگی خود مسئولیت های مختلفی بر عهده داشتید و حتی در حوزه های مختلفی حضور پیدا کردید. فعالیت شما از هنر و بازی در فیلم سینمایی تا اقتصاد و ورزش گسترده هست. از تجربیات خودتان بگویید.

کار هنری و فیلم سینمایی که من در آن بازی کردم مربوط به قبل و در آستانه انقلاب بود و ما در جهت کار فرهنگی جهت انقلاب فعالیت می کردیم. از آن جمله فیلم ها یا تئاتر هایی که برگزار می کردیم یا احیانا کار عکاسی را که انجام می دادیم به جا های متفاوت ارسال می کردیم و اینها در جهت انقلاب انجام می گرفت و دنبال می شد و بعد از آن هم زمانی که انقلاب به ثمر رسید، من مسئول جا های متفاوت شدم. نخستین کار من، مدیریت تولید صدا و سیما بود و بعد از آن به جهاد سازندگی رفتم. سپس وزیر صنایع و معادن شدم و جهت سه سال در این وزارتخانه فعالیت کردم.

بعد، وارد شرکت گسترش و نوسازی صنایع شدم و مدیریت این شرکت را بر عهده گرفتم. همچنین در بانک صنعت و معدن و ستاد طرح های مهم انقلاب مسئولیت پیدا کردم و در وقت جنگ، ریاست این ستاد را برعهده گرفتم. همچنین مدتی در مرکز توسعه صادرات بودم و در نهایت هم به مدت هشت سال ریاست شرکت تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک را بر عهده گرفتم. اینها تجربیاتی است که در طول این سال ها کسب کردم و امیدوارم که کار من کار مناسب و تمیزی بوده باشد.

در طول این سالیان، خانواده شما تا چه اندازه شما را همراهی کردند؟

خانواده ام در تمام مراحل زندگی همراه من بودند و هر کاری که از سوی من انجام شد آنها تحمل کردند و الحمدلله خانواده خوبی هم دارم و از همسرم هم راضی هستم و ان شاءا… که ایشان هم از من راضی باشند. سه فرزند هم دارم که تحصیلکرده و مشغول به کار هستند.

برگردیم به این مساله که چطور شد شما در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از آقای روحانی حمایت کردید، ولی در صحنه ماندید؟

از ابتدا مستقل وارد شدم و این را تا انتها حفظ کردم. منتها بر اساس آمار و اطلاعاتی که آینده رای گیری و برآورد آن را نشان می داد، دیدم که رأی آقای روحانی بالاست و باتوجه به خدماتی که ایشان انجام دادند ترجیح دادم که این کار را انجام دهم و اعلام هم کردم که من به آقای روحانی در این انتخابات رأی می دهم و دیگرانی هم که قصد دارند به من رأی بدهند به ایشان رأی دهند.

این عنوان که من از عرصه انتخابات کنار نرفتم به دو علت بازمی گردد؛ اول اینکه من بر این باورم که هنگامی که یک نفر وارد کاری می شود نباید در نیمه راه از آن خارج شود و دوم اینکه من احساس می کردم که باید احتمالات را نیز در نظر گرفت و احتمال من هم این بود که اگر خدایی نکرده اتفاقی جهت آقای روحانی در روز های آخر بیفتد، به هر حال من باشم. باتوجه به اینکه آقای جهانگیری هم کناره گیری کرده و رفته بودند و باید هم می رفتند، اگر خدایی نکرده آقای روحانی به نوعی دچار بیرون رفتن از عرصه انتخابات حتی با احتمال یک در یک میلیون می شدند، من گفتم بمانم تا سنگر خالی نشود.

اینکه گفته شده است آقای رئیسی، یکی از نامزدهای دوازدهمین دوره ریاست جمهوری از شما خواسته بود که به نفع او کناره گیری کنید، درست است؟ چه شد این مساله مطرح شد و آیا شما قبول نکردید؟

کسی چنین خواسته ای از من نداشته هست. چنین موضوعی نبوده و در جایی هم چنین چیزی نوشته نشده هست. چون از من پرسش شده است بود که از طرف آقای روحانی از شما خواسته شد که به نفع ایشان کناره گیری کنید؟ من هم گفتم نه. ولی یک شخص محترمی با من تماس گرفت و ملاقاتی کرد تا به نفع آقای رئیسی کنار بروم.

آیا سمتی به شما در صورت کناره گیری و پیروزی آقای رئیسی پیشنهاد شده است بود؟

بله، صحبت هایی آن شخص محترم مطرح کرد ولی من فکر می کنم خود آقای رئیسی هم از این عنوان مطلع نبوده است.

در وقت انتخابات، مصاحبه ای از آقای محمود دولت آبادی در نشریه ای چاپ شد که از ایشان پرسش شده است بود چه تصویری از نامزدها در ذهن خود دارند. ایشان خاطره ای که از شما داشتند مربوط به زمانی بود که مدیر شرکت تربیت بدنی بودید، ظاهرا از شما درخواست شده است بود سالنی جهت مراسم احمد شاملو در اختیار آنها قرار دهید، ولی شما مخالفت کردید و گفتید اگر دولت به شما اجازه دهد من چنین اجازه ای نخواهم داد. جریان چه بوده است؟ آیا مخالفت کردید؟

من چیزی از این خاطره به یاد ندارم. در واقع ضمن احترام به آقای محمود دولت آبادی من چنین چیزی به خاطر ندارم. بعید هم نیست با مرکز یا مسئولان تماس گرفته باشند ولی من شخصا به یاد ندارم.

شما در جایی گفته اید کشور ما الان دچار سرطان شده است هست. منظورتان چه بود و چگونه می توان از پیشرفت آن جلوگیری کرد؟

این عنوان را من راجع به زیستگاه گفتم. اگر ما خاک، آب، جنگل یا رودخانه های کشور خود را از دست بدهیم و اگر فضولات و زباله ها همه جا را اشغال کنند، این سرطان هست. البته پرسشها و پرسشها دیگری هم در کشور ما وجود دارد، ولی آن چیزی که من اشاره کردم که دچار سرطان شده، ناظر بر این پرسشها بوده هست. جهت پیشگیری از این سرطان هم کار های زیادی می توان انجام داد و در این بین مردم و دولت خیلی کار ها باید بکنند و سرمایه گذاری کلانی در این مورد باید انجام شود. متخصصان زیادی در این مملکت داریم و به حد زیادی در این رابطه صحبت شده است و راه حل ارائه شده است هست، منتها کسی توجه نمی کند یا توجه کمی به این عنوان می شود.

این روزها، مساله حرکت به سمت جوانگرایی در کابینه دولت دوازدهم بارها شنیده می شود. شما ضرورت این عنوان را تا چه اندازه می بینید و اصولا چه تعریفی از جوانگرایی دارید؟

موضوع جوانگرایی در مملکت ما به این معنا نیست که یک جوان 20 ساله به پست وزارت برسد. شخصی که 15 یا 20 سال سابقه کاری دارد، به اندازه ای تجربه دارد که مسئولیت های مربوط به یک وزارتخانه را بر عهده بگیرد و این کار را انجام دهد. لزومی ندارد مثل بنده، یک شخص 70 ساله را مجددا وزیر کنند یا یک فرد 90 ساله در این مملکت مسئولیتی داشته باشد.

این به معنای نبود کادرسازی در کشور هست. از افراد مسن و با تجربه زیاد می توان در مسئولیت های مشورتی بهره برد. بنابراین کابینه دولت دوازدهم می تواند از افراد حداکثر 50 ساله استفاده کند، ولی در هر وزارتخانه ای نیروهایی که هر چند سال هم سن دارند به عنوان افراد صاحبنظر حضور داشته باشند و کارها را مانیتورینگ کنند و از تجربیات آنها استفاده شود و در نهایت آنها نظرات و پیشنهادات خود را به مجریان بیان کنند.

درمورد تیم اقتصادی دولت دوازدهم، چه باید کرد که این تیم به صورت هماهنگ عمل کند؟ مسئله کار کجاست و شما چه پیشنهادی دارید؟

اشکال قضیه این نیست که احیانا این افراد ممکن است ناهماهنگ باشند، اشکال مهم این است که ما خط مشی اقتصادی درست و مشخصی را گزینش نکردیم و چون این کار صورت نگرفته، همه بر اساس مواضع روز خود عمل می کنند، درنتیجه دو نفر حتی اگر دو برادر دوقلو هم باشند و ذهن آنها هم یکی باشد، هنگامی که آنها در دو جای متفاوت کار می کنند و با پرسشها مختلفی رو به رو می شوند، تصمیمات متضادی گرفته می شود.

اشکال قضیه این است که ما در گزینش خط مشی اقتصادی سرگردان هستیم، یعنی یک خط مشی اقتصادی مشخصی نداریم و بنابراین افراد در جاهای مختلفی مثل بانک مرکزی، وزارت امور اقتصادی و دارایی، شرکت مدیریت و برنامه ریزی و شبکه بانکی بنابر موضع خود تصمیمات مختلفی می گیرند. اشکال، نبود خط مشی اقتصادی مشخص و درست در کشور است.

مساله بعدی که این روزها به مساله داغی تبدیل شده، عنوان تفکیک وزارتخانه هاست. باتوجه به سابقه شما در وزات صنایع و معادن، این کار را تا چه اندازه درست و منطقی می دانید؟

من زمانی که وزیر صنایع و معادن بودم، وزارتخانه را به سه قسمت تبدیل کردم و هر لحظه مخالف این عنوان بودم که وزارت بازرگانی در وزارت صنایع و معادن قرار گیرد. آنهایی که موافق این عنوان هستند بر این اعتقادند که باید از طریق بازرگانی، کنترل واردات را به نفع صنایع در داخل وزارت صنایع انجام دهیم. ولی عملا ما شاهد بودیم که بعد از ادغام به هیچ وجه این اقدام صورت نگرفت و واردات کماکان زیاد کردن پیدا کرد. آنچه در ژاپن به نام وزارت صنعت و بازرگانی یا «میتی» معروف هست، در حقیقیت وزارت صنعت و تجارت خارجی است که می توان به آن وزارت صنعت و صادرات گفت.

در حالی که وزارت بازرگانی ما وزارت بازرگانی واردات است و این واردات و پرسشها و پرسشها مربوط به آن به گونه ای است که تمام پرسشها صنعتی ما را در همین وزارت صنعت و تجارت فعلی تحت شعاع قرار داده و نیروهای بسیار زیادی در این محل تلف می شوند و صنعتگران ما از اینکه پناهگاه یا مرجعی داشته باشند محروم شده است اند، بنابراین من فکر می کنم وزارت بازرگانی را باید جدا کنند تا وزارت صنعت حداقل به وظایف خود برسد و وزیر صنعت از صنعت حمایت کند. در حالی که برعکس شده است و الان وزیر صنعت ما به علت نیاز به واردات مجبور است از واردات دفاع کند. این در حالی است که کارنامه واردات در کشور ما نشان می دهد که ادغام وزارت صنعت و بازرگانی به نفع واردات زیاد بوده است تا به نفع صنعت.

یکی از دغدغه های همیشگی مسئولان و فعالان اقتصادی پدیده فساد در کشور هست. راه حل مبارزه با فساد چیست و در این راستا دولت دوازدهم چه سیاست ها و استراتژی هایی را باید دنبال کند؟

بحث فساد باید باز شود. به طور کلی بزرگ ترین فسادی که احیانا در کشور ما وجود دارد، مساله مربوط به رانت هاست که این مساله را نه کسی جرات می کند و نه می تواند باز کند. یعنی پرسشها خفته ای وجود دارد که به آنها اشاره هم می شود، ولی با اشاره، مساله حل نخواهد شد. بنابراین من فکر می کنم نه این دولت و نه دولت های دیگر چندان نمی توانند با این فساد مقابله کنند.

شما چشم انداز کوتاه مدت اقتصاد کشور را چطور ترسیم می کنید؟

ما یک مسئله برونی و یک مسئله درونی داریم؛ مسئله برونی ما دشمنی هایی است که نسبت به ما می شود و هر لحظه هم وجود داشته هست. بحمدا… با برجام بخشی از پرسشها حل شد و اوضاع تجارت خارجی و اقتصاد خارجی ما کمی بهتر شد ولی در داخل مساله اقتصاد ما دچار پرسشها ریشه ای است که به نداشتن خط مشی اقتصادی مشخص و درست بر می گردد. بنابراین با پرسشها موجود من خیلی آینده خوبی را جهت اقتصاد کشور نمی بینیم.

اخبار سیاسی – ارمان

واژه های کلیدی: انتخابات | ریاست جمهوری | نامزد انتخابات | انتخابات ریاست جمهوری | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs